
"شب ب اون چشمات،خواب نرسه"ی شب خیلی خوب بود.خدایاشکرتآجی کوچیکیه وب زده.الهی فدات بشم من.رفتی تو لیست وب دوستان جوجو چرا نمیتونم دیگ عکس بزارم وبم؟؟؟چ وضعشه؟؟ ...
ادامه مطلب
دوست دارم امشب یکم بنویسم.از احساس و افکار و اعمال خودم.با هیچ کس وهیچ چیزی هم کاری ندارم. امشب ی شکست بزرگ خوردم. منظورم از ی شکست بزرگ ی شکست بزرگ واسه ی دختر17سالس.و واسه ی من ب اندازه ی کافی غم انگیز بود.اونقدر ناراحت بودم ک برخلاف همیشه ک دوست دارم حرف بزنم و کلی گله و شکایت کنم این سری تنهایی،سکوت و فکر نکردن ب اون موضوع را ترجیح دادم. وقتی از موج احساسی خارج شدم و منطقی ب موضوع نگاه کردم،اتفاقی ک ازش ب عنوان شکست یاد میکردم ن "اتفاق" بود و ن "شکست".نتیجه ی اعمال این چند هفته ی من بود و کاملن قابل پیش بینی.پس غم و ناراحتی و افسرده شدن مسخره و صد البته بی فایده بود.بنابراین فکر کردم و پیشنهاد مامان رو ک رفتن ب کوه اونم توی این هوای سرد پاییزی بود رو هر چهار نفر قبول کردیم.ی هوای سرد.ی ل...
ادامه مطلب
درست ب همین سادگی، برخیز و شتاب کن! من میگویم و تو بنویس! بنویس ک تماشای نوازش پرنده از پرنده زیباست. بنویس ک هلهله ی کودکان از تولد غنچه ای کوچک بهار آگاهی ست. بنویس ک حلول ستاره از دریچه ب رختخواب مهربانی محض است. بنویس ک زندگی تعارف نان است و غزل از پنجره ب کوچه ی هفتم. پ.ن.حالمان بسی خووب. ک مردم ب آن شادمانی بی سبب میگویند. نصیب همه بشه این شادمانی بی سبب پ.ن.آخر:آخه مگ شعرای سید علی صالحی جز واسه آفرینش حس خوب میتونن باشن؟!...
ادامه مطلب